آموزش فن بیان- قانون‌های صحبت کردن و فن بیان قوی

آموزش فن بیان- قانون‌های صحبت کردن و فن بیان قوی

آموزش فن بیان  خوب داشتن

آموزش فن بیان برای هر کسی لازم الاجراست. در این مقاله سعی کردم بیشتر از راهکارهای عملی استیو جابز که جز ۱۰ سخنران برتر دنیا بوده استفاده کنم  . که یک کتاب هم در این زمینه نوشتم . برای شروع فن بیان آموزشی حتما این کتاب را بخوانید: سخنرانی مدیران ایرانی به شیوه استیو جابز.

چرا به این مقاله نگاهی نمی اندازید: فن بیان چیست؟

یک مدیر باید از قانون‌های استیو جابز استفاده کند و این‌قدر تمرین کند

تا بتواند بدون فکر کردن زیاد در کوتاه‌ترین زمان بهترین تصمیم را بگیرد؛

و باید طوری صحبت کند که مخاطبین دوست داشته باشند،

به ادامه صحبت‌های شما گوش کنند. کاری که استیو جابز به‌خوبی هرچه‌تمام‌تر این

کار را انجام می‌داد. برای فن بیان خوب داشتن باید تمرین‌های بسیار خوبی هم انجام داد

تا شمارا از بقیه مدیران جدا کند. خیلی‌ها فن بیان را با پرحرفی اشتباه می‌گیرند

و فکر می‌کنند فن بیان خوب لزوماً پرحرفی می‌باشد. برای آن‌کسی که این اشتباه را متوجه شده

باید بگویم فن بیان نه‌تنها برای مدیران بلکه برای هرکسی که می‌خواهند

آن‌ها را جدی بگیرند و در کسب‌وکارشان موفق‌تر باشند نیاز است.

پس مدیری که می‌خواهید راه صدساله را یک‌شبه بروید، باید به شما بگویم

برای داشتن فن بیان و سخنرانی خوب برای ارائه محصولات، باید تمرین صحبت کردن

را انجام دهید تا بتوانید در کمترین زمان ممکن مثل استیو جابز روی مخاطبین

خود تأثیر بگذارید؛ و بازهم تأکید می‌کنم که این کار بدون تمرین، نشدنی است. شاید شما به‌عنوان یک

مدیر برای کارمند خود توی اتاق شرکت یا کارخانه، در حیطه کار شخصی

خود بهتر بتوانید صحبت کنید، ولی اگر برای یک جمع بزرگ‌تر در یک

سالن باشد، موفق نیستید چرا؟ چه‌کاری باید انجام دهید که برای شما فرقی نکند

آیا دارید برای یک مجموعه صحبت می‌کنید یا یک شخص؛ و باید بتوانید با فن بیان قوی خود

همه مخاطبین را شیفته صحبت خود کنید.

حسن جویی در آموزش فن بیان 

آموزش فن بیان

جالب است اتفاقی که امروز برای من افتاد را برای شما هم بازگو کنم.

امروز صبح که از خواب بیدار شدم ساعت ۸ بود که به‌اتفاق پدرم راهی سازمان آب شدیم.

قبل از اینکه بخواهم ادامه موضوع را بگویم، می‌خواهم چند جمله در مورد پدرم صحبت کنم

که بد نیست شما هم بدونید. پدر من کارمند بازنشسته جهاد کشاورزی است.

چند تا حسن خوب دارد که هرکسی که بار اولش باشد باهاشون صحبت کند،

شیفته صحبت‌های پدرم می‌شود. چون بسیار خوش‌صحبت است؛ و همون جلسه  

اول به‌راحتی می‌تواند نظر طرف مقابل را به خودش جلب کند. می‌دانید

رمز موفقیت پدرم در چیست؟ پدر من نه کتاب مطالعه می‌کند و نه الآن که ۷۳ سالش است،

حوصله خواندن کتاب را دارد. ولی برای خودم سؤال بود

که چرا این‌همه مخاطبین را می‌تواند به‌طرف خودش جلب کند؟

امروز که رفتیم سازمان آب وقتی وارد اتاق رئیس شدیم ابتدا فقط یک سلام کردیم،

بدون اینکه سرش را بالا بگیرد جواب سلام را به‌زور داد؛ و بعدازاینکه اجازه داد که بنشینیم،

پدر من از اول نرفت سراغ مشکل، ابتدا از رئیس آنجا قدردانی و حسن جویی کرد؛

و وقتی‌که داشت این کار را انجام می‌داد، رئیس یهو سرش را بالا آورد  

و میخکوب صحبت‌های پدرم شد؛ و من هم که درگیر نوشتن این

کتاب بودم در ذهنم جرقه زد که چه هضم تجربه خوبی می‌تواند باشد برای من و کاری که پدر

من انجام داد رئیس مجاب شد که به ادامه حرف‌های پدرم گوش کند؛

و چقدر خوشحال شد که یک نفر دارد از آن تعریف و تمجید می‌کند. بعد از پشت میزش بلند

شد و دستور داد سه تا چایی بیاورند و بعد آمد نشست کنار من و پدرم و بسیار صمیمی

و خودمانی صحبت می‌کرد و گارد اولیه که گرفته بود شکسته شد؛

و جالب بود برای یک موضوع که بیشتر از ۵ دقیقه کار نداشتیم ما تا ساعت ۱۰ صبح در اتاق رئیس بودیم؛

و خاطرات قدیم را باهم مرور می‌کردند؛ و همان موقع دستور داد به مهندس خود که همین امروز

و حتی‌الامکان همین الآن مشکل آقای پاک‌نژاد را حل‌وفصل کنید.

و فقط با یک حسن جویی ساده پدر من توانسته بود یک مدیر بداخلاق اخمو

را این‌قدر جذب کند؛ و در پایان وقتی‌که می‌خواستیم خداحافظی کنیم،

از پدر من خواست که هر دو هفته به دیدنش برود و از حرف‌های پدر من انرژی بگیرد.

وقتی با خودم فکر کردم گفتم چقدر خوشحالم که هم‌چین پدری دارم و بهش افتخار

می‌کنم که می‌توانم کارهای مفید و مثبتی یاد بگیرم؛

و خوشحالم که هم‌چین پدری دارم که تلاش می‌کند دنیا جای قشنگ‌تری برای زندگی کردن باشد.

چرا به این مقاله نگاهی نمی اندازید: چطور جذاب صحبت کنیم 

 

در آموزش فن بیان چطور بتوانیم یک سخنرانی قدرتمند داشته باشیم که مخاطب تصمیم بگیرد که به ادامه حرف ما گوش کند؟

برای اینکه بتوانیم یک سخنرانی حرفه‌ای انجام دهیم در درجه اول باید نظر مخاطبین را بتوانیم جلب کنیم. و راه‌کارهایی که در ادامه این مقاله به آن می‌پردازیم.

چگونه درآموزش فن بیان  مقابل هر مخاطبی بی‌نظیر باشیم؟

برای بی‌نظیر شدن در مقابل مخاطبین باید دید خود را نسبت به مسئله تغیر دهیم و همیشه سعی کنیم از دید مخاطبین به مسئله نگاه کنیم و این مسئله بسیار ساده و مهمی است که ما اکثراً آن را نادیده می‌گیریم و نتیجه مطلوب را نمی‌گیریم.

استیو جابز برای اینکه متفاوت باشد همیشه در سخنرانی‌های خود سه حالت را در نظر می‌گرفت:

  1. خلق یک داستان:

    استیو جابز از این حالت در سخنرانی‌های خود برای فروش ایده

  2. یک داستان جالب که نظر مخاطب را همگام کند استفاده می‌کرد
  3. که این مورد، فرق بین یک سخنران فوق‌العاده از یک سخنران معمولی را جدا می‌کرد.

۲ انتقال تجربه:

همیشه تجربه خود را به ساده‌ترین حالت ممکن بیان می‌کرد

و ذهن مخاطبین خود را درگیر و خسته نمی‌کرد و از قانون ۱۰ دقیقه در سخنرانی‌های خود استفاده می‌کرد.

۳ پالایش و تمرین در آموزش فن بیان 

در آموزش فن بیان شما می‌آموزید که چرا یک لباس یقه‌اسکی مشکی، شلوار جین

و کفش‌های ورزشی برای جابز مناسب است، ولی موجب شکست شما در موقعیت کاری‌تان می‌شود.

ارائه محصولات به وسیله آموزش فن بیان

حالا اگر منصفانه به این نکاتی که به آن اشاره شد واقع‌بینانه

نگاه کنیم چند درصد از مدیران ما واقعاً این موضوعات به‌ظاهر ساده را رعایت می‌کنند؟

یا چرا اکثر مدیران ما وقتی‌که می‌خواهند محصولشان را معرفی کنند آن‌قدر موفق نیستند در ارائه آن؟

فرق ارائه استیو جابز در آموزش فن بیان با مدیران ما در چی می‌تواند باشد؟

اگر خیلی ساده بخواهم فرق بین مدیران ما و استیو جابز را بیان کنم

مدیران ما در ارائه محصولات نمی‌توانند مخاطبین را میخکوب صحبت‌های خودشان کنند

درصورتی‌که استیو جابز بسیار با کاریزماتیک این کار را انجام می‌دهد و استاد جذب کردن مخاطبین است.

استیو جابز موقع ارائه‌های خود هیچ موقع مخاطبین را گیج نمی‌کرد و با ساده‌ترین روش محصولات خود

را ارائه می‌کرد؛ و تفاوتی که استیو جابز با سایر سخنران‌ها دارد این است

که همیشه از چشم مخاطبین به موضوع نگاه می‌کرد و مخاطبین قبل از

خرید محصول این سؤال از خود می‌کنند که چرا برای من مهم است؟

تنها جواب به همین یک سؤال، توجه مخاطبین را به خود جلب خواهد

کرد و آن‌ها را درگیر با موضوع نگاه می‌دارد؛ و هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد تا مردم حدس و گمان بزنند.

اما اکثر مدیران ما دچار توهم دانش هستند و فکر می‌کنند که می‌دانند.

به قول استاد معظمی که بسیار استاد توانمندی در حیطه موفقیت فردی است،

جمله بسیار زیبایی دارد که می‌گوید<< ما فقط زم

انی چیزی را می‌دانیم که داریم آن را اجرا می‌کنیم وگرنه

یا آن را خوانده‌ایم یا شنیده‌ایم و یا فکر می‌کنیم که میدانیم! >>

این جمله یعنی توهم دانش داشتن که مدیران ما به‌شدت از این قسمت ضربه می‌خورند.

حالا که معنی توهم دانش را درک کردیم می‌دانیم که چرا استیو جابز

یک سخنران فوق‌العاده بود، برخلاف بعضی‌ها که هنوز فکر می‌کنند

که توانایی‌های استیو جابز ذاتی است که اصلاً این‌طوری نیست.  

استیو جابز یک سخنران فوق‌العاده بی‌نظیر است فقط به این خاطر که او

بسیار تمرین می‌کند. به عقیده ملکوم گلدول در تحقیقاتی که انجام داده

به‌وضوح نشان می‌دهد برای آنکه در هر چیزی به درجه استادی تمام در

سطح بین‌المللی برسیم، نیاز به ده هزار ساعت تمرین در آن زمینه است.

آموزش فن بیان

بامطالعه بر روی آهنگ‌سازان، بازیکنان بسکتبال، نویسندگان داستان‌های تخیلی،

نوازندگان پیانو، جرم شناسان و هر آنچه که شما فکر کنید

این عدد در همه‌ی موارد صدق می‌کند. البته اگرچه ممکن است این موضوع برای

بعضی از افراد صدق نکند، اما هنوز کسی یک استاد حرفه‌ای در سطح بین‌المللی

را ندیده است (استیو جابز هم از این قاعده مستثنا نیست)

که کمتر از این میزان استفاده کرده است. حالا اگر بخواهیم به محاسبات ریاضی

این تئوری بپردازیم، ده هزار ساعت معادل سه ساعت در روز، یا بیست ساعت در هفته،

در یک دوره ده‌ساله است. پس حالا متوجه شدیم که ما یا مدیران ما چقدر کم

مطالعه داریم و بعد این ادعا را هم می‌کنیم که در همه‌چیز سررشته‌داریم.

بیاییم برای یک‌بار هم که شده یک تصمیم جدی بگیریم

و به خودمان قول بدهیم که هرروز یک مطالعه بسته به کار خودمان داشته باشیم.

مثلاً یکی ممکن است یک ساعت در روز وقت مفید داشته باشد، یکی دیگر

پنج ساعت یا بیشتر یا کمتر، بسته به شرایط هرکسی متفاوت است.

وقتی همین کار به‌ظاهر ساده را انجام دادیم، نتیجه فوق‌العاده آن را در درازمدت

در کار خودخواهیم دید؛ و دید ما نسبت به خیلی مسائل

باز می‌شود و تصمیم‌های خیلی بهتری در کار خود خواهیم گرفت،

به‌شرط آنکه مطالعه مستمر داشته باشیم و جو گیر نشویم بعد از

مدتی رها کنیم. چون در ابتدا شروع آن خیلی سخته ولی

وقتی رفته‌رفته عادت کردیم و بازخورد آن را در کارمان

مشاهده کردیم علاوه بر اینکه دنیا را جای بهتر برای

زندگی کردن می‌بینیم اعتمادبه‌نفس زیادی از این کار به دست می‌آوریم؛  

و همین کارهای کوچک است که پیروزی‌های بزرگی برای ما به ارمغان می‌آورد.

telheader

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *