فن بیان و سخنرانی – بخش دوم -چرا باید فن بیان و سخنرانی را بلد باشیم

در بخش اول فن بیان و سخنرانی به این موضوع پرداختبم که اصلا فن بیان و سخنرانی چیه 

 مقاله فن بیان و سخنرای بخش اول را حتما ببینید

و بعد از آن اهداف فن بیان و سخنرانی را گفتیم که چطور یک سر و گردن از بقیه سخنرانها بالاتر باشیم.

چرا باید تکنیک های  فن بیان و سخنرنی را بلد باشیم 

در گذشته اگر کسی می خواست فن بیان و سخنرانی فرا بگیرد به عنوان یک مهارت به آن توجه نمیکردند 

و بیشتر به حنجره های طلایی و صدا های آسمانی می اندیشیدند. 

مردم عادی دلشان نمیخواست وقتشان را صرف مکانیسم های تغیبر و تولید 

صدا و قوانین زبان شناسی و یادگیری ژست های کلیشه ای بکنند.

آنها فقط می خواستند که یاد بگیرند که در ارتباط های روزمره خود چگونه با اعتماد به نفس 

و آرامش بیشتر سخن بگویند.

همه فعالیت های ما در زندگی، شکلی از ارتباط هستند، ولی تنها از طریق سخن

گفتن است که انسانها به شیوه خاصی از ارتباط دست پیدا می کند.

هنگامی که انسان چه به دلیل عصبی بودن، چه کمرویی و چه ابهام در تفکر نتواند مقصود خود

را واضح بیان کند شخصیتش نا شناخته، گنگ و پر از سوء تفاهم ارزیابی می شود.

رضایت شغلی، اجتماعی و شخصی تا حد زیادی در فن بیان و سخنرانی برای

ایجاد یک ارتباط واضج و بی شبهه با همکاران و همونانش بستگی دارد

تا از این طریق بتواند آرزوها و اعتقادات خود را بیان کند. و اینکه

جو فشار و ترس و ناامنی بر همه دنیا سایه افکنده است و مابیش از هر زمان دیگری

به راههای ایجاد ارتباط سالم نیاز داریم.

هدف از خواندن این مقاله

در دوره ها و کلاس های فن بیان و سخنرانی که برگزار کردم در ابتدا این سوال را از همه حضار میپرسم

که چرا تصمیم گرفته اند که در این کلاس ها شرکت کنند؟ و دلشان می خواهد از این دوره چه گیرشون بیاد

و جه جیزی یاد بگیرند؟ این مقاله را حتما ببینید

طبیعی است که پاسخ هر کدام از این افراد متفاوت اند، ولی در تمام آنها یک جمله مشترک شنیده می شود.

اکثرا قریب به اتفاق می گویند: وقتی از من می خواهند که از جا بلند شوم و حرف بزنم،

چنان می ترسم و دست و پایم را گم می کنم که نمی توانم درست فکر کنم،

تمرکز حواسم را از دست میدهم و یادم نمی آید که قرار بود چه حرفی بزنم

دلم می خواهد اعتماد به نفس و توان فکر کردن داشته باشم

دلم می خواهد بتوانم افکارم به شکل منطقی در ذهنم ردیف و آنها را واضج و به شکلی

متقاعد کننده در مقابل همکاران و جمع های خانوادگی بیان کنم.

این حرف به نظر شما آشنا نیست؟ شما هم اگر این احساس ناتوانی و دست و پا گم کردن را 

داشته باشید آیا حاضر نبوده اید هر قیمیتی را بپردازید تا بتوانید جلوی جمع به شکلی متقاعد کننده صحبت کنید؟

مطمئن هستم که این وضع برای همه ما پیش آمده و همین که این مقاله را می خوانید، یعنی اینکه دلتان 

می خواهد که ارتباط گرفتن و توان خوب سخن گفتن را بیابید.

فن بیان و سخنرانی

در  سخنرانیها و سمینارها همیشه چیزی رابگویید که در زندگی به آن رسیده اید

یعنی چی این جمله؟

یعنی اینکه همیشه در سخنرانی های خودتان از تجربه های شخصیتون بگویید

وقتی که از تجربه های شخصی خودتان صحبت کنید به شدت مخاطب با

شما من دردی می کند و سطح توجه مخاطبانتان را بالا می برید

وقتی آدم ها درباره چیزهایی که زندگی به آن ها یاد داده است، حرف می زنند، هر چقدر هم که موضوع کوچک و پیش و پا افتاده باشد

احساس خوبی به شما خواهند داشت.

مرسی که به این مقاله توجه کردید، 

 

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *